محمد تقي جعفري
183
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
به طور كلى ابراز انحراف و نابينايى در صورت يكم كار بسيار شايسته ، بلكه بايسته است ، چنان كه كوشش براى پيدا كردن طبيب و دوا كار شايسته و بايسته است ، مخصوصاً با در نظر داشتن اين كه : انسانى كه به امروز قدم گذاشته است ، فردايى دارد كه با تحولاتى گام در آن خواهد نهاد . همواره فرداها است كه خطاهاى امروز و ديروزها را فاش مىسازد ، و اگر ابراز انحرافات مستند بر ضعف شخصيت بوده و با بروز كمترين انحراف ، در صدد آشكار ساختن آن بر آيد و نتواند درد خود را تا پيدا كردن طبيب و دوا مخفى بدارد . در نتيجه اين شتابزدگىها نه تنها به چند شخصيتى انسان دليل روشنى خواهد بود ، بلكه حتى ممكن است آن اظهارات زمينهء عوامل اجتماعى را براى پيش برد شخصيتش مختل بسازد . تفسير ابيات آن مردم تبه كار به پيامبران مىگفتند : گواه دانش و طبابت سودمند روحى شما چيست و كجاست ؟ چنين گواهى وجود ندارد . زيرا شما مدعيان هم مانند ما در گروگان خواب و خوردنيد . مانند ما در اجتماع زندگى مىكنيد ، چه مزيتى بر ما داريد ؟ ما مىبينيم شما هم گرفتار آب و گل طبيعت بوده ، با اين حال نمىتوانيد شما مدعى توانايى شكار سيمرغ دل آدميان باشيد . شما براى اين كه خود را از پيامبران به شمار آوريد ، محبت جاه و سرورى در سر مىپرورانيد ( يا بالعكس ) . ما فريب اين گزافه گويىها و دروغهاى شما را به گوش خود راه نخواهيم داد و هرگز در دام دعوت بىاساستان گرفتار نخواهيم گشت . پيامبران در پاسخ آنان چنين مىگفتند : آرى ، اين انكار خمير مايهء خود را از نابينايى درونى و حجاب شهود حق و حقيقت مىگيرد كه مانند بيمارى مزمن در درون شما ريشه دوانيده است . شما دعوت ما را مىشنويد ، ولى گوهر جهان آرا و حقيقت نما را در دست ما نمىبينيد . اين گوهر الهى كه در دست ما براى آزمايش آدميان است را در جلوى همهء چشمها قرار مىدهيم تا آن را ببينند ، هر كس كه با ديدن